ارزیابی کیفیت تولید محتوا-رویکرد روانشناسی-قسمت دوم

ارزیابی کیفیت تولید محتوا-رویکرد روانشناسی-قسمت اول
دسامبر 4, 2019
ارزیابی کیفیت تولید محتوا-رویکرد روانشناسی-قسمت سوم
فوریه 22, 2020
نمایش دادن همه

ارزیابی کیفیت تولید محتوا-رویکرد روانشناسی-قسمت دوم

Photo by Austin Distel on Unsplash

در قسمت اول از مقاله ارزیابی کیفیت تولید محتوا، بیشتر از مواردی که مرتبط با رفتارشناسی مخاطب بودند؛ صحبت کردیم. در این مقاله به دیگر جنبه های یک تولید محتوای جذاب و خوب می پردازیم. پس با ما در قسمت دوم این مقاله همراه باشید.

عنوان محتوا، موردی که زیاد شخصیت نمی شناسد!

جمله معروفی در حوزه فروش وجود دارد که، شاید بسیاری از افرادی که، قدم در راه یادگیری آن گذاشته اند؛ حداقل یکبار این جمله را شنیده اند. جمله به شرح زیر است:

انسان ها از روی احساس خرید می کنند ولی از روی منطق آن را توجیه می نمایند!

دانشگاه بازار

تجربه شخصی بنده نشان می دهد که، افراد رفتاری متفاوتی را در قبال عناوین نشان می دهند؛ فارغ از شخصیتشان!
به عبارتی در وهله اول که با مخاطبان روبرو می شوید؛ زیاد مهم نیست شخصیت طرف مقابل چیست. اگر کلیک برایتان مهم است؛ عنوان را خاص و جنجالی بنویسید. به عنوان مثال فرض کنید می خواهید برای یک مقاله آشپزی که محتوای آن پیرامون تهیه پاستا است؛ عنوانی را انتخاب کنید. عناوین پیشنهادی زیر، رفته رفته می توانند کلیک بیشتری را بدست آورند!

  • آموزش تهیه پاستا
  • آموزش تهیه پاستا به سبک ایتالیایی
  • آموزش تهیه پاستای ایتالیایی به روش مبدع اصلی آن
  • تهیه پاستا با فنون رازآلودی که، فقط روستاییان اصیل ایتالیایی می دانند!

نوشتن یک عنوان جذاب، به طرز عجیبی سرگرم کننده و جالب است. اما باید نکات زیر در آن رعایت شود:

  • عنوان جذاب، نیازی به کلمات زننده، زشت و خارج از ادب ندارد.
  • دامنه لغات ذهنی شما هر چه وسیع تر باشد؛ راحت تر عنوان می سازید.
  • یک عنوان نویس خوب، یک جستجوگر و خواننده عنوان های خوب است.
  • عنوان خوب، یعنی خلاقیت و خلاقیت و خلاقیت!
  • تا از دیگران نبینید؛ یاد نگیرید و تحلیل نکنید؛ نمی توانید خبره شوید.
  • عنوان خوب، سلیقه ای است. باید سلیقه مخاطبان خود را، با نوشتارهای مختلف محک بزنید و رگ خواب آنها را پیدا کنید. وحی منزلی در این زمینه وجود ندارد.

نکات فنی عنوان نویسی باشد برای مقاله خاص خودش! الان صرفا در فضای روانشناسی می مانیم…

درونگرا یا برونگرا بودن مخاطب

مخاطبین درونگرا، غالبا به میزان بیشتری از محتوای نوشتاری و صوتی شما، استقبال می کنند. این مخاطبین عمیق تر هستند و در صورتی که محتوای شما، دارای ارزش ذاتی باشد؛ پای ثابت شما خواهند بود. برای این سبک از مخاطبین می توانید تحلیل های بیشتری به کار ببرید و آمار و ارقام را چاشنی کار کنید. زیاد برای انگیزش نمی توانید روی آنها حساب کنید اما، این به معنای غیر مؤثر بودن استفاده از محتوای انگیزشی نیست!

مخاطبین برونگرا، کلی نگرتر هستند. این مخاطبین به میزان بیشتری با محتوای تصویری شما ارتباط می گیرند و اگر کمی انگیزش را هم چاشنی کارتان کنید؛ قطعا نتیجه بهتر خواهد شد.
برای یک برونگرا، ارتباط با دیگران فاکتور مهمی است. بدین منظور می توانید در محتواهایتان از فاکتورهای تشکیل اجتماع بهره ببرید تا دل این دست از مخاطبین را بدست آورید. زیاد این سبک از مشتریان را درگیر آمار، ارقام و گزینه های زیاد نکنید که نتیجه مطلوب نخواهد بود. از دورنما و شمای کلی موضوع بگویید به گونه ای که، اصل محتوا را منتقل کنید و ضربه ای به آن نخورد.

سمعی یا بصری بودن مخاطب راهی برای تولید محتوای جذاب

این مورد به طرز عجیبی می تواند کارساز باشد و درگیری مخاطبان شما را افزایش دهد. شاید شما زیاد دور و برتان افرادی را دیده باشید که، از زمان بیرون رفتن از خانه تا برگشتن به آن، دائم هندزفری در گوش دارند. افرادی را دیده اید که، برای خریدن یک کتاب، اول به دنبال نسخه های صوتی آن می گردند! با این افراد، اگر به طبیعت هم بروید و از آنها بخواهید که ماجرا را تعریف کنند؛ احتمالا از صدای فلان بلبل که در دور دست ها نغمه خوانی می کرد؛ خواهند گفت. این ها همان سمعی ها یا شنوایی ها هستند.

در مقابل افرادی را دیده اید که، همیشه در برخورد ها، ظواهر را آنالیز می کنند. شاید بج روی سرآستین کت شخص را هم دیده باشند و به شما بگویند مارکش فلان بود! اگر به ایشان بگویید از گردش خود در طبیعت بگویند؛ جلوه های تصویری را، به وضوح برای شما به تصویر خواهند کشید. حتی به طرز عجیبی این افراد، انسان ها را بیشتر به چهره می شناسند تا اسامی آنها. زبان بدن هم که شاخصه اصلی این دست از آدم هاست! اینها همان بصری ها هستند.

حال به نظر شما، این دو تیپ مخاطب، باید محتوای یکسانی را دریافت کنند؟! قضاوت این مورد را، با خودتان میگذارم. موضوع بیش از حد شفاف است!

مغز محتوا، مقدم بر نظم و نثر آن است( یکی از المان های اصلی سنجش محتوای با کیفیت)

این مورد به طرز عجیبی در این برهه از تاریخ( که محتواها به طرز افسارگسیخته ای روانه زندگی افراد می شوند)دچار بی مهری شده است. طرفداران و مخالفین  بسیاری در این حوزه وجود دارند و هر کسی نظر متفاوتی را در مورد این موضوع دارد. بگذارید نگاهی به نظرها بیاندازیم.

  • عده ای بر این باورند که،  نوشتار یک محتوا هر چقدر هم که، زیبا، فنی و باب میل مخاطب باشد، در صورت نداشتن مغز و پیام روشن، نمی تواند اثر مطلوب و ماندگاری را از خود به جای بگذارد.
  • از طرفی افرادی بر این باورند که، یک آهنگ زیبا، یک بازی با تصویر، یک المان جذاب بصری و یا هر چیز دیگری که برای مخاطب جذاب باشد؛ می تواند پوششی را بر محتوای متوسط تا ضعیف بگذارد.(این دست از محتواها امروز کم نیستند)

نظر نگارنده این مقاله بر این است که، محتوای جاودانه باید ارزش سازی و پیام درونی را به دیگر موارد ارجحیت دهد. (ارجحیت نه اینکه فقط به مغز پیام اهمیت دهید.)

دانشگاه بازار

فرض کنید اشعار بسیاری از موسیقی های سخیف و بی مایه امروز را، بخواهید به اوزان غزلیات حافظ درآورید. به نظر شما چقدر می توان بر روی ماندگاری این اثر حساب کرد؟!

حقیقت این است که، اگر حافظ با تمام توانایی هایش(که ابدا بنده در حد نظردهی پیرامون آنها نیستم) از محتوایی غنی استفاده نمی کرد؛ شاید امروز هیچ اثری از آن باقی نمی ماند.
همیشه وایرال(ویروسی) شدن یا فراگیرشدن یک محتوا، نشان از اثرگذاری و کیفیت آن نیست و خدایی ناکرده، نباید محتوا را فدای گسترش بی حد آن نمود.(البته محتوای غنی هم، باید سطح پایه ای از مخاطب را جذب خود کند)

6 Comments

  1. Awesome post! Keep up the great work! 🙂

  2. AffiliateLabz گفت:

    Great content! Super high-quality! Keep it up! 🙂

  3. Noriko Lis گفت:

    Howdy very nice website!! Guy .. Beautiful .. Superb .. I’ll bookmark your site and take the feeds additionally¡KI’m happy to search out a lot of helpful information here within the publish, we need work out more techniques on this regard, thank you for sharing. . . . . .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
4 + 28 =